تبليغاتX
روان مهر

روان مهر

بعضی افراد دارای جذابیت زیادی هستند؟

جذابیت چیزی سوای زیبای است. شخصی می تواند زیبا اشد ولی هرگز جذاب نباشد و همچنین می تواند جذاب باشد ولی زیبا نباشد طرز سلوک آدمی انتخاب لباسها , حالت های روانی و ....در این امر, مو است.اگر می خواهید فردی موفق و نافذ در قلب ها باشید و از موفقیت لذت ببرید. نخست باید با خودتان ارتباط صحیح برقرار کنید. زیرا معنی و مفهوم رویداد های زندگی را خودتان تایین می کنید. وقتی تمیز و مرتب باشید این هماهنگی شما را جذاب می کند. آن چه مهم است تمیز و مرتب بودن در عین سادگی است. افرادی که به آراستگی خود توجه ندارند از جذابیت و نفوذ خود بر دیگران می کاهند.بیشتر افراد برای آن که جذاب باشند شلوغ می کنند و مدام حرف می زنند و این بزرگترین اشتباه برای جذاب بودن است. دوستی حرف زیبایی می زد و می گفت:نگفتن صلاح است, کم گفتن طلا است , پر گفتن بلا است سکوت تاثیر روانی فوق العاده ای دارد و شما را با شخصیت تر و عاقل تر و قابل اعتماد تر معرفی می کند که برای ایجاد صمیمیت و تداوم آن زمینه مساعدی است.ولی سکوت نباید ناشی از خجالت و عدم اعتماد به نفس باشد. در این صورت از جذابیت می کاهد. وقتی نرم و با لطافت و متانت صحبت کنید نخستین گام برای جذاب بودن را برداشته اید. داد و فریاد را نیندازید. ادم های عصبی و خشن برای صمیمیت, نا مناسب هستند و هرگز جذاب نخواهد بود. مودب باشید, افراد بی ادب که ظاهری آراسته دارند هرگز مورد علاقه دیگران نخواهند بود.اگر صبح ناراحت و کسل از خواب بیدار شده اید به جای آرامی بروید و به آهستگی با خود تکرار کنید: من خوشحالم, می می خواهم شاد و جذاب باشم. یا در هنگام برخاستن از خواب به راز و نیاز با پروردگارتان بپردازید و در ادامه بگویید : امروز سلامتی , موفقیت شادی زیبایی جذابیت و صمیمیت به من تعلق دارد و آن گاه در طلب این خواسته ها گام بردارید.همیشه تبسم کنید ولی شوخی زیادی از جذابیت می کاهد. در تبسم , سنگینی و متانت است و جذابیت ولی در خنده و شوخی بی مورد سبکی و کاهش جذابیت. قاطع باشید و هدفهای تان را مشخص کنید افراد مصمم و پر تلاش, چون همیشه دارای برنامه ریزی منظمی هستند, دارای جذابیت زیادی می باشند.آن ها با اعتماد به نفس به اینجاد روابط صمیمانه خود ادامه می دهند.هدیه دادن فوران و انفجار صمیمیت است. به ویژه اگر طرف مقابل انتظار این هدیه را نداشته باشد و هرگز اهمیتی ندارد که هدیه چه نوع یا جنسی باشد. مهم اهمیت دادن به طرف مقابل است.مواظب صحبت ها و افکارتان باشید زیرا ذهن نیمه هوشیارتان هر اعتقادی را که به زبان بیاورید, در خود حفظ می کند و آن را می پذیرد با صحبت های شیرین و دلچسب روحیه خود را تقویت و شاد کنید و از واژه های نمی توانم و نمی شود و ..... هرگز استفاده نکنید و به این فکر باشید که می خواهید روز خوبی را در کنار خانواده و دوستان با شادی بگذرانید.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 14:14  توسط الهام  | 

دختران خود را بهتر درک کنيم

پدري مي‌گويد: «چگونه با دختر هفده‌ساله‌ام رفتار کنم؟» مادري مي‌پرسد: «چگونه با دختر پانزده ساله‌ام حرف بزنم؟»، «چگونه مي‌توانم به دخترم کمک کنم که به‌درستي با احساس‌ها و عواطفش روبه‌رو گردد؟» و ... محبت، بال پرواز در کودکان کودک از زماني که به دنيا مي‌آيد، داراي غريزه‌ها و تمايل‌هايي مي‌باشد که برخي از آنها، بالقوه ‌هستند و مانند آتش زيرخاکستر به وقت خود، فعليت پيدا مي‌کنند . مانند ثروت‌اندوزي، امورجنسي و ... برخي ديگر از تمايل‌هاي کودک، بالفعل هستند يعني پس از تولد، رشد ونمو مي‌کنند مانند خوردن، گريه کردن، خوابيدن و ... کودک در رحم مادر، به‌طور کامل، متوجه کردار، گفتار و هيجان هاي بيرون، از طريق شريان‌هاي حياتي مادر مي‌باشد. پس از تولد نيز به‌طور کامل، در معرض کردار و رفتار اطرافيان قرار مي‌گيرد و از سن دو سالگي به بعد، آماده‌ي بهره‌برداري مي‌شود . بنابراين، دست نوازش پدر و مادر به‌ويژه پدر براي او، داراي اهميت است. توصيه مي‌شود مادران و پدران، کودکان را بر سينه بفشارند تا ضربان قلب آنان با ضربان قلب کودک، درهم آميخته شود و گرمي و حرارت محبت را لمس کنند. آيا روش‌هاي تربيتي دختران با پسران تفاوت دارد؟ پدر و مادر بايد بدانند از آن جايي که تمايل پسران با دختران فرق مي‌کند، در برخي مسائل هم تفاوت دارند . نبايد فراموش کرد که پسران، رفتار با جنس مخالف را از مادر مي‌آموزند و دختران از پدر ياد مي‌گيرند. بنابراين، اگر پدري طبيعت وجودي دختر خردسالي را نشناسد و آن‌طور که خودش مي‌خواهد، با او رفتار کند، اين مساله بين پدر و دختر، فاصله مي‌اندازد. دختران نياز دارند کسي به صحبت‌هاي‌شان گوش دهد نه اينکه بدون شنيدن احساس‌هاي‌شان، از ابتدا راه‌حل ارائه شود. درباره‌ي پسران نيز مادران با مشکل مواجه مي‌شوند زيرا پسران حتي اگر کوچک باشند،اعتماد به نفس را در اين مي‌بينند که خودشان از عهده‌ي مشکل‌هاي‌شان برآيند و نياز به کمک بيش از حد يا ناز و نوازش ندارند. درک رفتار برخي از ما به‌طوركلي انتظار داريم که دختران در کارها همراهي‌مان کنند و پسران، ياغي و تنبل باشند، دختران را هميشه تشويق مي‌کنيم که به مادران‌شان کمک کنند اما از پسران، انتظار کمک نداريم . فرزندان‌تان را آن‌طور که هستند، بپذيريد، نه آن‌گونه که مي‌توانند باشند . اگر مي‌خواهيم فرزندان‌مان، خود را انسان‌هايي با ارزش تصور کنند ، بايد آنان را با تمام کاستي‌هاي‌شان بپذيريم. ما باور داريم که براي فرزندان‌مان، ارزش قائليم و گاهي نيز آن را بازگو مي‌کنيم اما بيش‌تر وقت‌ها، رفتار ما با گفتارمان تناسب ندارد. ما بايد به آنان ثابت کنيم بدون توجه به اين‌که چگونه عمل مي‌کنند، براي آنان به عنوان يک فرد، ارزش قائليم. روبه‌رو شدن با يک دختر خشمگين وقتي دختري از روي خشم، مادرش را بي‌ارزش مي‌خواند، به احتمال‌ زياد به علت خشمي‌ است که او نسبت به خود، احساس مي‌کند. از اين‌رو، اين احساس را روي مادرش، فرافکني مي‌کند. بيش‌تر مواقع، وقتي يک دختر نوجوان، عصباني مي‌شود، نه تنها با آشوب هورمون‌ها و احساس‌هايش روبه‌روست، بلکه احساس بي‌ارزشي مي‌کند. دختر نوجوان در اين سن و سال، با يک به هم‌ريختگي دروني و بيروني روبه‌ورست. اين احساس را که به او دست داده، دوست ندارد و به همين دليل، احساس خود را روي مادرش، فرافکني مي‌کند. مادري که به او اعتماد دارد، او را مي‌شناسد و به شکلي عميق، او را درک مي‌کند. مادر يک دختر نوجوان بايد صبر و شکيبايي زيادي داشته باشد . بايد ديدگاهي وسيع داشته باشد و او را به شکلي که لازم است، درک‌ کند. مادر مي‌تواند اعتماد و اطمينان دخترش را نسبت به خود، بيش‌تر کند و براي رسيدن به اين مهم، لازم است که سرنخ‌هاي احساسي و عاطفي او را پيدا کند. مادر مدير و دانا، خشم دخترش را در اين مرحله از زندگي، به حساب در حال رشد بودن او مي‌گذارد. البته گاهي وقت‌ها مادر بايد به دخترش بياموزد که خشمش را کنترل کند. اينکه بياموزيم خود را کنترل کنيم، بخشي از برنامه‌ي رسيدن به بلوغ و بزرگي است. مواقعي هست که بايد بگذاريد دخترتان فرياد بکشد. احساس‌هاي ناخوشايندش را آنقدر تخليه کند تا به آرامش برسد. در بسياري از مواقع، وقتي دختر به شدت خشمگين مي‌شود، بهتر است مادرش از صحنه بيرون برود و بگويد: «من نمي‌توانم حرف‌هاي تو را تحمل کنم. بهتر است که نيم ساعت، تنها بمانم.» اگر ترک کردن اتاق، امکان‌پذير نباشد، شايد چند ثانيه سکوت، نتيجه‌ي دلخواهي بدهد. تغيير کردن با دختران‌مان براي آنکه در دوران نوجواني دخترمان، به او نزديک‌تر بمانيم، بايد در کنار او و با او تغيير کنيم. اين بدان معناست که روش‌هاي مقتدرانه را کنار بگذاريم و رفتاري دوستانه‌تر در قبال دخترمان در پيش بگيريم. براي آنکه به دختران‌مان نزديک‌تر شويم، لازم است به آنان، آزادي بيش‌تري بدهيم و مسووليت‌هاي جديدي را به آنان واگذار نماييم. منبع: برگرفته از كتاب «اين‌گونه فرزندتان را تربيت کنيد» - «دکتر عباس عطاري‌ کرماني»،با تغيير و تلخيص
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 0:59  توسط الهام  | 

رابطه شیرینی و شخصیت شما

تست روانشناسی نوع شيريني که شما دوست داريد راز ها و حقايق بسيار دقيق و ظريف شخصيت شما را آشکار مي سازد. کارول بلوم متخصص در اين زمينه و نويسنده کتاب "شيريني ها و شخصيت ها" معتقد است از آنجا که اين شيرينيها از خيلي قبل درست شده اند ريشه در دوران بچگي ما دارند و به همين خاطر براي بيشتر ما شيرينيها يادآور خاطرات خوب و احساساتي زيبا هستند و علت دوست داشتن يک شيريني خاص فقط دلايل شخصي دارد. بنابراين شيريني مورد علاقه خود را انتخاب کنيد تا راز شخصيت شما را آشکار سازد. بيسکويتهاي کاکائويي کرم دار را مي پسنديد شما سرشار از الهامات و تفکرات تازه هستيد. بهترين طريقي که دوست داريد شيريني مورد علاقه خود را بخوريد کدام است؟ آن را به دو قسمت تقسيم کنيد؟ کرم آنرا جدا کنيد و بخوريد؟ آن را در ليوان شير خيس کرده بخوريد؟ به هر روشي که بيسکويتهاي کاکائويي مورد علاقه تان را نوش جان مي کنيد از آن لذت خواهيد برد. اين شيرينيها بيش از اينکه به خاطر مزه خوبشان معروف باشند به خاطر تفکرات نويني که شما پيرو آن هستيد و از آن لذت مي بريد معروفند. "بلوم" اعتقاد دارد : چنانچه شما عاشق اين بيسکويتها هستيد يک هنرمند با تصورات جالب مي باشيد که اين تصورات و ذهنيات لحظه اي شما را ترک نمي کنند شما مسلما بارها و بارها از طرف دوستان تشويق مي شويد و مورد توجه قرار مي گيريد. شما مي توانيد ايده هاي خوب خود را فروخته و ثروتمند شويد امتحان کنيد حتما موفق مي شويد. شيريني هاي ساده بيسکويتي يا ويفري شما فردي با آگاهي و بينش بسيار و با فراست هستيد. هر چند که اين شيرينيهاي کره اي سنتي، خيلي مدرن و شيک نيستند اما مزه خوب و عالي آنها مي تواند روح زندگي را در شما بيدار کند. "بلوم" معتقد است از آنجايي که شما مي توانيد اين چيزها را در اين شيرينيها ببينيد ميتوانيد اين نکات را در ديگران نيز به همين خوبي ببينيد. شما قدرتي منحصر به فرد در ديدن و ادراک آن قسمتي از يک شيي يا فرد داريد که ديگران قادر به ديدن آن نيستند. اين امر از شما يک قاضي ويژه شناخت شخصيت مي سازد يک فرد باهوش و تيزبين و خريدار سختگير و جدي شخصي که نمي توان به او دروغ گفت. شيريني هاي کشمشي و گردويي با طعم دارچين شما يک ماجراجوي واقعي هستيد. افرادي که عاشق مزه ها و طعمهاي نامعمول و در عين حال خوب هستند هيچگاه از امتحان کردن يک مزه خاص نمي هراسند و شايد به همين خاطر تن به ريسکهاي واقعي در زندگي مي دهند کودکان عاشق شما هستند چرا که شما هميشه در صدر جدول براي انجام يک کار خطرناک هستيد و بزرگسالان هم شما را دوست دارند زيرا زمانيکه با شما هستند آنها را زير باراني از خاطرات ماجراجويي و رفتارهاي منحصر به فرد قرار مي دهيد که باعث به وجود آمدن احساس عالي در آنها مي شود. شيريني هاي خانگي با طعم کاکائو، نارگيل،... شما بسيار مهربان رئوف و گاهي ساده لوح هستيد. اين شيريني هاي ساده و در عين حال خوشمزه شما را به ياد روزهاي خوب گذشته مي اندازد و به خاطر همين است که شما عاشق آن هستيد شما به ياد گذشته ها بسيار دلتنگ مي شويد و هر لحظه از خاطرات خود را در حد توان ثبت مي کنيد ارزش هر لحظه گذشته براي شما برابر با يک موفقيت کاري است از آلبوم عکس تا نخستين نقاشي شما تاريخچه يک فاميل را با خود به يدک مي کشيد. آيا در گذشته خود گرفتار شده ايد؟ به هيچ وجه شما با تمام توان و انرژي خود در حال زندگي مي کنيد و در هر لحظه در حال بازسازي خاطرات گذشته و يا ساختن خاظراتي نوين با دوستان و آشنايان خود هستيد. شيريني هاي مربايي(انجير، آلبالو،...) شما مصمم و با اراده هستيد. افرادي که عاشق اين نوع شيريني هستندبسيار تمايل دارند بزرگسالاني مسوول و مسووليت پذير باشند يک مدير استثنايي که به خانه نرسيده صورتحسابها و نامه ها را رسيدگي مي کند . آماده شدن براي آينده و حوادث غير منتظره تمام تلاش و انرژي شما را مي گيرد اما فراموش نکنيد در ازاي کار سختي که انجام مي دهيد سرمايه لازم را نيز براي زندگي آينده خود پس انداز کنيد تلاش شما بايد نتيجه مثبتي داشته باشد و بهترين راه انعکاس آن در زندگي فرزندانتان مي باشد . مزه شيرين اين شيريني هميشه روياي شيرين يک زندگي راحت را براي شما تداعي مي کند
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 0:41  توسط الهام  | 

قدرتمند بیندیشیم

قدرتمند بیندیشیم آدمی، ساخته‌ی فکرهای خویش است. فردا همان خواهد شد که امروز می‌اندیشیده است. «موریس مترلینگ» مقتدرانه بیندیشید، به موفقیت فکر کنید و زندگی خود را همانند حرفه‌ای‌ها مدیریت کنید. همان‌طور که هر گیاه و درختی برای رشد و پرورش خود به آب، هوا و... احتیاج دارد، انسان هم برای پیشرفت خود به نیروی عقل و فکر نیاز دارد. آن‌جا که «مولانا» می‌گوید: ای برادر، تو همه اندیشه‌‌ای مابقی خود استخوان و ریشه‌ای بیان‌گر این مطلب است که آدمی هر آن‌چه دارد، ساخته و یا در تدارک به انجام رساندن آن است، ابتدا در فکرش به آن ماهیت و شکل داده است. ساختن هیچ‌چیزی بدون ساختن آن در ذهن، میسر نیست. هرطور که فکر کنی، همان‌طور می‌شود. هر اتفاق، واقعه و تجربه، چه خوشایند و چه ناخوشایند و هر آن‌چه اکنون در زندگی خود دارید، براساس یک قانون و اصل پدید آمده است. خودِ زندگی هم از یک قانون پیروی می‌کند و آن، قانون «ایمان و اعتقاد» است. اگر به یک زندگیِ سرشار از نشاط و موفقیت معتقد باشید، همین صفت‌ها را در زندگی خواهید داشت و اگر مدام به شکست و ناکامی بیندیشید، صاحب همین‌ها خواهید شد. هرچه در زندگی‌مان اتفاق می‌افتد، از قبل تمام آن را در ذهن خود آماده کرده‌ایم. «شکسپیر» قرارنیست با نشستن در یک گوشه و رؤیاپردازی، مدام به موفقیت رسید. واقعیت و موقعیتی که اطراف ما قراردارد، همان چیزی است که در ذهن خود ساخته‌ایم. تفکر ما انرژی بسیار بالایی دارد، می‌توانیم بهترین‌ها را در زندگی از آنِ خود کنیم. فکرهای مثبت، زندگی زیبایی برای ما به ارمغان می‌آورد و ما را به نتیجه‌های ارزشمندی می‌رساند و فکرهای منفی، فقط زندگی منفی را رقم می‌زند . فکرهای ما زندگی ما را می‌سازن د اگر دقت کنید متوجه می‌شوید که واقعیت را خودمان می‌سازیم نه هیچ‌کس دیگری. دیگران در مسیرهایی محدود همراه ما هستند و هرگز نمی‌توانند تمامی نیروها و آرزوهای ما را درک کنند. اگر بدانیم چگونه از فکرمان برای پیش‌بردن زندگی استفاده کنیم، بی‌گمان به مسائل باارزشی خواهیم رسید که دیگران حتی قدرت فکرکردن به آن‌ها را ندارند. چه‌قدر روی فکرهای‌تان کنترل دارید؟ چه فکرهایی به ذهن‌تان خطور می‌کند؟ آیا می‌دانید در زمان‌های مختلف، ذهن شما روی کدام موج رادیویی است؟! آیا می‌توانید فکرتان را در برابر فکرهای منفی محافظت کنید؟ ذهن ما از قانون‌های فیزیکی پیروی می‌کند. با مشخص‌کردن مسیر فکر، تمامی انرژی ذهنی ما به سوی هدف‌مان سرازیر و متمرکز می‌‌شود. موفقیت یا شکست ما به‌طور دقیق به نحوه‌ی انتقال انرژی در ذهن‌مان بستگی دارد. درنتیجه، بهتر است به‌جای فکرکردن به عاقبت‌ها و کاستی‌ها و نگرانی‌های کار، به کارها و برنامه‌های درحال انجام‌مان، انرژی کافی بدهیم. فکرهای‌تان را نوعی از انرژی بدانید مردم اغلب فکر می‌کنند که تسلطی بر دنیای اطراف‌شان ندارند، این چندان دور از واقعیت نیست. خیلی از اتفاق‌ها خارج از حیطه‌ی اختیارها و قدرت ما روی می‌دهند. ما نمی‌توانیم قانون‌ها و راه‌های طبیعت را تحت فرمان خود درآوریم. نمی‌توانیم جلوی بارش باران را بگیریم یا از وقوع زلزله جلوگیری کنیم، در این‌جا تنها کاری که از دست ما برمی‌آید، تعدیل شرایط و سازگارشدن با آن‌هاست. ما قادریم فکرهای‌مان را هدایت کنیم. اگر فکرهای‌تان را نوعی انرژی بدانید و باور کنید که با فکرکردن، درحال آزادکردن انرژی‌های ذهنی هستید، بهتر می‌توانید فکرهای‌تان را جهت دهید و با آن‌ها کنار بیاید. اگر دل‌تان می‌خواهد از فکرهای خود به نتیجه‌های مثبتی برسید، کافی است فکرهای‌تان را در جهت دلخواه و مسیرهای واقعی سوق دهید. مقتدرانه بیندیشید برای جهت‌دادن به زندگی‌تان، لازم است فکرهای‌تان را کنترل کنید و مانند انسان‌های موفق فکر کرده و مانند آنان رفتار نمایید تا به این‌ترتیب در مسیر موفقیت قراربگیرید. ساده‌ترین شیوه برای آشناشدن با فکرهای افراد موفق، معاشرت و گفت‌وگو با آنان یا مطالعه‌ی زندگی‌نامه‌ی آنان است. در هر مسیری که مایلید پیشرفت کنید، افراد موفقِ آن رشته را مدنظر قراردهید. مدتی نمی‌گذرد که عادت‌های آنان را به خود می‌گیرید و توانایی‌های شما به‌طرز چشم‌گیری افزایش می‌یابد و به نتیجه‌هایی دست پیدامی‌کنید که برای خودتان هم شگفت‌انگیز خواهد بود. نیازی نیست تمام ساعت‌ها و هفته‌های خود را با آنان بگذرانید، فقط کافی‌ست که ایده‌ی کلی را از آنان بگیرید و ببینید چه کاری انجام می‌دهند که موفق‌اند، این عمل را «الگوبرداری» می‌نامند. در این‌جا شما حق انتخاب دارید و قادرید رفتارهایی را انتخاب کنید که مناسب هستند و از تکرار عادت‌های ناپسند آنان خودداری کنید. با تفکر قدرتمند، زندگی‌تان را بسازید عنصری که شما را کنترل می‌کند، فقط و فقط فکرهای شخصی خودتان است. اگر بخواهید، می‌توانید هیچ‌گاه عصبانی و یا ناامید نشوید. همه‌ی این‌ها به طرز فکر شما در زندگی بستگی دارد. چیزی را برگزینید که ارزش فکرکردن و وقت صرف‌کردن داشته باشد. هیچ‌فردی در هیچ‌زمانی نمی‌تواند شما را آزرده‌خاطر سازد. درواقع، فکرهای شماست که باعث اذیت و رنجش‌تان می‌شود، پس به فکرهای‌تان اجازه‌ی چنین کاری را ندهید. از همین لحظه آغاز کنید و زندگی خود را همانند یک شخصیت حرفه‌ای و کارآمد اداره کنید. چه در داخل آب باشید و درگیر مسائل زندگی و چه در کنار ساحل، اگر خونسرد، آرام و ماهرانه عمل کنید، مقتدرانه به موفقیتی که چشم‌انتظار شماست، دسترسی پیدا خواهید کرد. آن‌چنان خود را برای جهان آماده کن که قهرمانان، خود را برای میدان مسابقه آماده می‌کنند. فکر و روش خود را چنان روغن بزن که نرمی و انعطاف‌پذیری لازم را پیدا کند. نیرومندیِ تنها به‌کار نمی‌آید. «فیلد»
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 1:44  توسط الهام  | 

شخصیت‌های ناممکن و راه‌های تصحیح آن

شخصیت‌های ناممکن و راه‌های تصحیح آن انسان، موجودی بالفطره اجتماعی است و تنها با حضور در اجتماع و تعامل فعال با تک‌تک افراد، از خانواده گرفته تا صنف‌های گوناگونی هم‌چون هم‌کلاسی، همکار، استاد، همسایه و... است که موجودیتش به رسمیت شناخته می‌شود. در همه‌ی این وضعیت‌ها، فرد می‌بایست در زمان‌ها و مکان‌های مختلف، رفتاری متناسب و همراه با مدارا از خود نشان دهد. شاید شما پیرامون خود با افرادی سروکار داشته باشید که در عمل، امکان چنین نرمش و چرخشی در آنان وجود نداشته باشد به‌گونه‌ای که نه‌تنها توان برقراری ارتباط با محیط خود را ندارند بلکه با رفتارهای خشک، یکنواخت و یک‌جانبه، موجب بروز مشکل‌ها و ناهنجاری‌های فراوان نیز می‌شوند. حتی یک فرد با تحصیلات عالی و یا فردی که به نوبه‌ی خود در یک جامعه‌ی بافرهنگ زندگی می‌کند نیز ممکن است رفتارهای یک‌بُعدی داشته باشد و به این واسطه، منشأ ناسازگاری در محیط خود باشد و از ارائه‌ی ارزش‌های مثبتی هم‌چون گذشت، فداکاری، رفتارهای اجتماع‌پسند، مهربانی با دیگران، پذیرش دیگران و... ناتوان باشد. با این همه اگر درباره‌ی چنین افرادی، شناخت بیش‌تری داشته باشیم و با ویژگی‌های شخصیتی آنان آشنا باشیم، رفتارشان برای ما ناگهانی و غافلگیرکننده نخواهد بود و از طرفی به ما کمک خواهد کرد تا برخورد مناسب و درخوری با آنان داشته باشیم. شخصیت ناممکن کیست؟ اگر شما بیش ازحد بر عقیده‌ی خود اصرار می‌ورزید، اگر حضور دیگران را به رسمیت نمی‌شناسید، اگر فکر می‌کنید از همه سرتر هستید، اگر حاضر نیستید یک گام، عقب‌نشینی کنید، اگر کوتاه نمی‌آیید، اگر خود را تافته‌ی جدابافته می‌دانید، اگر برای حل مسأله، یک راه‌حل را بیش‌تر قبول ندارید، اگر در احوال خود، تجدیدنظر نمی‌کنید، اگر از موضع بالا به دیگران نظر می‌افکنید، اگر انتقادپذیر نیستید، اگر نظر خود را به دیگران تحمیل می‌کنید و... در این‌صورت است که دسترسی به شما امکان‌پذیر نمی‌باشد و دراصل، شما به‌عنوان یک «امکان»، حضور خارجی ندارید و نه‌تنها منشأ اثر نیستید، بلکه دیگران را نیز دچار سردرگمی می‌کنید. ویژگی‌های روان‌شناختی افراد ناممکن - تثبیت: این قبیل افراد به‌طور معمول در یکی از مرحله‌های رشد روانی، تثبیت شده‌اند و توانِ فراتر رفتن از آن مرحله و پا گذاشتن به مرحله‌ی دیگر را نداشته‌اند و در همان مرحله از رشد، متوقف شده‌اند. برای نمونه، ممکن است فردی در مرحله‌ی رفتارهای خودمحورانه که یکی از مرحله‌های طبیعی و مقطعی رشد دوران کودکی است، بیش‌ازحد توقف کرده و در آن مرحله، تثبیت شده باشد. - رشد یک‌بعدی: کوتاهی در پرورش تمام زوایای شخصیت، معضلی است که گریبان‌گیر بسیاری از افراد می‌باشد به‌گونه‌ای که یکی از بعدهای شخصیت، بیش‌ازحد رشد کرده و بعدهای دیگر، از روند رشد، بازمانده‌اند. ممکن است افرادی از لحاظ درس‌خواندن و شکوفانمودن استعدادهای تحصیلی خود، در رتبه‌ی نخست جامعه قراربگیرند اما از حیث رفتار اجتماعی و آداب معاشرت، در سطح پایینی هستند. - فقدان بلوغ لازم روانی و اجتماعی: بلوغ، فقط عبور از مرحله‌ی نوجوانی و رسیدن به مرحله‌ی جوانی اولیه و کسب پاره‌ای تغییرهای فیزیولوژیکی نیست. این واقعیت وجود دارد که افرادی از آستانه‌ی بلوغ‌ تقویمی بگذرند اما از لحاظ وابستگی روانی و بلوغ‌ اجتماعی، با کمبود مواجه باشند. - برخورداری از رفتارهای خودمحورانه: افرادی که از شکوفانمودن بعدهای وجودی خود ناتوان بوده‌اند، به‌طور معمول، رفتارهای خودمحورانه دارند، برای نظر دیگران، ارزش قائل نیستند، همیشه سعی می‌کنند حرف خود را به کرسی بنشانند، طرح‌ها، برنامه‌ها و دیدگاه‌های خود را محور و اساس قرارمی‌دهند و حاضر نیستند یک قدم از موضع‌های خود حتی اگر اشتباه باشد، عقب‌نشینی کنند. - احساس بی‌همتایی: احساس یگانگی و منحصربه‌فرد بودن، از بارزترین ویژگی شخصیت‌های ناممکن است. آنان فکر می‌کنند از همه برتر و مهم‌تر هستند و بیش‌ازحد معمول برای خود، ارزش قائل‌اند تا حدی که از حالت تعادل خارج می‌شوند و به توهم‌ها و پندارهای توخالی، دامن می‌زنند. - عدم انعطاف‌پذیری: انعطاف‌پذیری، لازمه‌ی تعامل و سازگاری با محیط است و یکی از مؤلفه‌های لازم برای حفظ و تداوم زندگی فردی و اجتماعی می‌باشد مشروط بر این‌که فرد قادر باشد در وضعیت‌های مختلف از روش‌های گوناگون و متناسب بهره بگیرد. - کمال‌گرایی: ایده‌آل بودن، فرد را از واقع‌بینی دور می‌کند. هرگاه «منِ ایده‌آل» فرد از «منِ واقعی» او فاصله‌ی فراوان داشته باشد، فرد خیال‌پرداز می‌شود و به چیزهایی فکر می‌کند که امکان تحقق آن‌ها غیرممکن و دسترسی به آن‌ها محال است. - هوش هیجانی ضعیف: زمانی که فرد، نیروهای انگیزشی و هیجانی خود را سرکوب می‌کند و به آن‌ها مجال بروز و ظهور نمی‌دهد و به‌عبارت بهتر، تکانش‌های مثبت و منفی هم‌چون عشق، نفرت، غم، شادی، اندوه، خشم، مهربانی، پرخاش‌جویی و... را در خود خفه می‌کند، گستره‌ی هوش‌ هیجانی او محدودتر و محدودتر می‌شود. - برخورد گزینشی با دیگران: این افراد فقط به پدیده‌ها، رفتارها و افرادی که طبق معیارها و نگرش‌های ذهنی آنان در حرکت باشند، واکنشی مثبت و پراهمیت نشان می‌دهند. - استفاده‌ی ابزاری از دیگران: این افراد از دیگران در جهت تحقق خواسته‌های خود استفاده‌ی ابزاری می‌کنند. به‌عبارت دیگر، دیگران در چشم‌انداز آنان به منزله‌ی وسیله‌ها و امکاناتی به‌شمار می‌روند که باید در خدمت تحقق ایده‌های‌شان باشند، در غیر این‌صورت، آنان را از خود می‌رانند. - مطلق‌اندیشی و قطعی‌نگری: این افراد تأکید خاصی بر ایده‌های خود به‌عنوان حرف آخر دارند و از شعار «این است و غیر از این نیست» بسیار استفاده می‌کنند. - منش استبدادی: این گروه از افراد بر دیگران، احساس مالکیت می‌کنند. اگر اطرافیان طبق دستورهای آنان عمل کنند، شاد می‌شوند وگرنه احساس پوچی و کمبود می‌کنند. از زندگی برای خود و دیگران جهنم می‌سازند، جهنمی که شاید خود از آن لذت ببرند اما اطرافیان درواقع رنج می‌برند. - شخصیت بسته: این افراد از شنیدن نداهای درون، غافل هستند و از کسب تجربه‌های جدید و گسترش افق‌های زندگی، هراس دارند. - تمایل به گوشه‌گیری: افراد دارای شخصیت ناممکن، از تنهایی و پرداختن به فکرها و تصورهای واهی خود، لذت می‌برند و به‌طور معمول، نگرش‌های آنان در جهت منفی سیر می‌کند. چهار رهیافت ممکن برای تصحیح شخصیت‌های ناممکن الف) حل مسأله را آموزش ببینید: باید آگاه بود که دراصل برای یک مسأله، چند راه‌حل وجود دارد. برای حل یک قضیه، تحلیل یک موضوع و یا رسیدن به یک هدف، تمام راه‌های ممکن را باید امتحان کرد. افرادی که در مسیر زندگی خود با بن‌بست مواجه می‌شوند و یا از حل مسأله نتیجه نمی‌گیرند، به‌طور معمول تنها یک راه‌حل، بیش‌تر برای حل مسأله‌ی خود ندارند. از این‌رو لازم است: به این باور برسید که برای حل یک موضوع، چند راه‌حل وجود دارد، همه‌ی راه‌ها را امتحان کنید، ناامیدی را از خود دور کنید، پشتکار را از خود دور نکنید و ایمان داشته باشید که یکی از فرمول‌ها، مسأله را حل خواهد کرد. ب) به اصل نسبیت، باور داشته باشید: اصل مهم و مؤثری که به همه‌ی ما کمک می‌کند تا از جزم‌اندیشی و یکدندگی در مسیر اندیشه‌ها و رفتارهای خود، کوتاه بیاییم و هیچ‌چیز را صددرصد و قطعی نبینیم، اعتقاد به اصل نسبیت و حاکمیت آن بر زندگی همه‌ی ماست. با این حال، شایسته است: از مطلق‌اندیشی بپرهیزید، آگاه باشید که افراد مطلق‌نگر، پیشرفت نمی‌کنند، رفتارتان را نسبت به شرایط زمان و مکان تنظیم کنید، خود را آماده‌ی اتفاق‌های غیرقابل پیش‌بینی کنید، خطاهای خود را بپذیرید و به آن‌ها اعتراف کنید، درصدد تصحیح و اصلاح فرض‌های ذهنی خود برآیید و مدارا و سازش با اطرافیان را زیربنای پیشرفت خود بدانید. ج) زندگی را مجموعه‌ای از همه‌چیز ببینید: خوبی، بدی، زیبایی، زشتی، عقل، منطق، احساس، عاطفه، غریزه و... همگی از اجزای جدایی‌ناپذیر یک زندگی متعادل هستند. زندگی هم‌چون یک منشور چندوجهی است که همه‌ی وجه‌های آن دارای ویژگی‌ها و خصلت‌های منحصربه‌فردی است که در جای خود، قابل احترام و ارزش‌اند و لازم است پاسخی درخور و به‌موقع به آن‌ها داده شود. از این‌رو لازم است بدانید: زندگی هم‌چون پازلی از قطعه‌های گوناگون است، هر قطعه، نقش ویژه‌ای دارد و بایست در جای مناسب خود گذاشته شود، به هوش باشید که زندگی، فراتر از راه و روش شماست، به درخواست‌های زندگی، پاسخ مثبت دهید، به نحوه‌ی زندگی دیگران، هم‌چون یک الگو نگاه کنید و به کنش‌های گوناگون زندگی، واکنش‌های گوناگون نشان دهید. د) در این‌جا و اکنون بودن را تمرین کنید: چگونه بودن در زمان حال، معیار قضاوت ما درباره‌ی دیگران و داوری آنان درباره‌ی ماست. مهم نیست در گذشته چه بر ما گذشته است، چه کارهایی انجام داده‌ایم و چه موفقیت‌ها و شکست‌هایی را تجربه کرده‌ایم، آینده هم که هنوز نیامده است. مهم این است که اکنون در چه وضعیتی هستیم و این‌جا می‌خواهیم چه کاری انجام دهیم و چگونه باشیم تا هم گذشته‌ی خود را خوب رقم بزنیم و هم آینده‌ی خوبی را برای خود بسازیم. مهم در این‌جا و اکنون بودن ماست. یک اصل علمی، ادعا می‌کند «کسی که بدنش در یک زمان و مکان باشد و فکر و ذهنش در زمان و مکانی دیگر سیر کند، هیولای استرس و اضطراب، او را تسخیر می‌کند.» پس به هوش باشید که: اگر در کلاس درس هستید، درواقع، در کلاس درس باشید، اگر در مهمانی هستید، درواقع، یک مهمان باشید و نه چیز دیگر، در زمان استراحت، درواقع استراحت کنید، گذشته، یک بایگانی بیش نیست، لازم نیست همیشه به بایگانی مراجعه کنید، زمانِ حال است که آینده را رقم می‌زند و در این‌جا و اکنون زیستن، لذت زندگی را برای‌تان چندبرابر می‌کند.
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 1:23  توسط الهام  | 

آبـراهـام مـازلـو بـراي نـخستـيـن بـار مـدل سـلسـله مراتب
نـيازهاي انسان را پايه گذاري كرد. كه البته بـعدها تـوسـط
افـراد گوناگوني اين سلسله مراتب بسط و گسترش يافت.
هر انساني در زندگي براساس نيازهايي انگيخته و تحريك
مي گردد كه عمده ترين آنها به مـنـظور حفظ حـيات صورت
مي پـذيرند. بنـيـادي تـرين ايـن نـيـازهـا مـوروثـي و فـطـري
ميباشند كه طي ده ها هزار سال تكامل يافته اند. آبراهام
مازلو معتقد بود كه انسانـها بـايد نخست نيازهاي بنيادين
خود را ارضا و بر آورده كنند تا انگيزه براي تكامل به نيازهاي
والاتـر در وجـودشان شكل گرفته و به آنها علاقه مند گردند.

سلسله مراتب نيازهاي انسان به قرار ذيل ميباشد:

1- نيازهاي زيستي و فيزيولوژيكي: نـيـاز به اكسيژن، غذا، آب، سـر پـنـاه (مسكن)، گرما، روابط جنسي، خواب و پوشاك.

2- نيازهاي امنيتي: ايـمنـي در بـرابـر عـوامــل طبيعي (زلزله، طوفان)، امنيت (امـنـيـت اجتماعي، مالي، شغلي و غيره)، نظم، قانون، محدوديت ها و ثبات.

3- نيازهاي عشقي و تعلق پذيري: كار گروهي، خانواده، رابطه با ديگران، غرور، گـريز از طرد شدگي، عشق ورزي ديگران به فرد و بالعكس.

4- نيازهاي تاييدي و احترامي:  عزت نفس ، موفقيت،مهارت، استقلال، سلطه گري، اعتبار، شهرت، قدر و منزلت، نفوذ و اعتماد بنفس.

5- نيازهاي شناختي و معرفتي: علم، دانش و مفهوم.

6- نيازهاي زيبايي شناسي: ارزش نـهادن و جـستـجـوي زيـبايي، هماهنگي، توازن و تقارن، تناسب و نظم.

7- نياز خود شكوفايي(خود يابي): پي بردن به استعدادهاي نهاني و بالقوه، تـكـامـل فـردي، عـدالـت خـواهـي، شـناخت ماهيت خويشـتـن، انـگـيـزه بـراي دسـتـيـابـي به اوج قابليتهاي خويش.

8- نيازهاي متعالي: كـمـك بـه ديـگران براي دست يابي به مرتبه خود شكوفايي، نـيـاز هاي معنوي. براي مثال از فردي كه داراي امنيت مالي در جامعه نميباشد نميتوان انتظار رفتار مناسب اجتماعي داشت.

ويژگي هاي شخصيتي انسان خود شكوفا
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1- حس تشخيص واقعيت، آگاهي از شرايط موجود و واقعي، واقع گرا، قضاوت بي طرفانه و عيني و نه بر اساس طرز تفكر شخصي و متعصبانه.

2- طرز نگرش بر مشكلات به عنوان چالشها و شرايطي كه نيـاز بـه راه حل دارند و نه به عنوان حربه اي براي شكوه گري و توجيهات فردي.

3- نياز به حريم و تنهايي و توانايي تحمل تنهايي.

4- متكي به قضاوتها و تجارب خويش، مستقل، عدم اتكاء بـه فـرهنـگ و محـيـط پـيرامون خود براي شكل گيري عقايد و ديدگاه ها.

5- عدم تاثير پذيري از فشارهاي اجتماعي.

6- دموكراتيك، منصف و بدون قائل شدن تبعيض، پذيرش و لذت بردن از تمامي فرهنگـها، نژادها و تفاوتهاي فردي انسانها.

7- از لحاظ اجتماعي دلسوز و مهربان، داراي خصوصيات انساني و بشر دوستانه.

8- پذيرش افراد همانگونه كه هستند و عدم تلاش براي تغييردادن آنها.

9- در كنار ديگران راحت ميباشد، با وجود هر نوع گرايش نا متعارف ديگران.

10- خود انگيخته و با اصالت ميباشد، با خويشتن صادق است، هـمان گـونـه كه دوست دارد ميباشد و نه آنگونه كه ديگران از وي ميخواهند.

11- شوخ طبع بوده البته حس پوخ طبعي كه متوجه خود و يا وضعيت بشريت ميباشد و نه ديگران.

12- تعداد محدودي دوست صميمي دارد و نه تعداد زيادي رابطه سطحي.

13- علاقه مند به همه چيز حتي امور عادي.

14- خلاق-مبتكر و اصيل.

15- بدنبال تجارب ناب و دستيابي به موفقيتهايي است كـه اثـري مـانـدگـار از خود بجاي گذارد.

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 12:51  توسط الهام  | 

“با مثبت اندیشی نصف کار رو انجام دادی”

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 23:52  توسط الهام  | 

**با کنترل خشم از زندگی لذت ببریم**

 

همه ما با حالت روحی خشم آشنا هستیم و در زندگی بارها آن را تجربه کرده ایم.
 
خشم نوعی هیجان روحی است که اغلب بر اثر واکنش شخص نسبت به رفتار ناشایست
 
دیگران بروز می‌کند.
 
 خشم می تواند یک رنجش و ناراحتی زودگذر باشد و یا یک عصبانیت تمام عیار، در
 
هر حال پدیده‌ای کاملا طبیعی است و مانند سایر احساسات نشانه سلامت و
 
تندرستی و عواطف انسانی می باشد، اما هنگامی که از کنترل خارج شود، می تواند
 
 به یک حس مخرب و ویرانگرتبدیل شود و پیامدهای ناگوار در محیط کار، روابط
 
شخصی و در تمامی عرصه‌های زندگی شما به وجود آورد.
 
 همچنین خشم می‌تواند حس خود بزرگ بینی را در شما زنده کند. و زودتر ازآنچه تصور
 
 می‌کنید به سلامت شما آسیب می رساند.
 
متأسفانه خشم برای شما مانند همدم همیشگی است که تمام عمر همراهتان خواهد بود و با هر
 
 طغیانی، فشار خونتان را به مقدار قابل توجهی بالا خواهد برد و این تنها یکی از پیامدهای
 
 زیانبار خشم بر تندرستی شما است.
 
افزون بر این باید بدانید که خشم و عصبانیت همچون زهری است که دائما به درون شما
 
 می‌ریزد.
 
 حال ممکن است این سئوال در ذهن شما متبادر شود که خشم چیست؟ و چگونه می توانید
 
ازدست این پدیده رنج آفرین رهایی یابید؟
 
خشم یک نوع احساس است که همواره بین دو حالت متغییر است: خشم می تواند عصبانیت
 
و ناراحتی جزئی و یا در نوع حاد آن، واکنشی جنون آمیز باشد.
 
طبق نظر دکتر چارلز اسپیلبرگر، خشم نیز احساسی نظیر سایر احساسات انسان است که با
 
 ویژگی های روانشناسی اشخاص تغییر می کند. هنگامی که عصبانی می‌شوید آثار
 
 فیزیولوژیک خشم در بدن ظاهر می‌شود، ضربان قلب و فشار خونتان بالا می رود و میزان
 
ترشح هورمون ها نیز افزایش می یابد.
 
عصبانیت می‌تواند به دلیل حوادث و رویدادهای بیرونی و یا تغییرات درونی باشد.
 
 ممکن است شما از شخص خاصی مانند همکاران ،اعضاء خانواده و یا رئیس خود
 
 رنجیده باشید و رفتار آنها باعث عصبانیت شما شده باشد و یا ترافیک و شلوغی شهر
 
شما را خشمگین کند.
 
فکر کردن و نگرانی در مورد مسائل و مشکلات روزمره و یا به یادآوردن وقایعی که قبلا
 
باعث خشم و ناراحتی شما شده اند نیز از عواملی هستند که می توانند خشم شما
 
را برانگیزند.
 
 بیان کردن خشم، صحبت کردن پرخاشگرانه و عکس العمل تند و خشن حالتی غریزی
 
 است که اکثر ما هنگامی که خشمگین می شویم، از خود بروز می‌دهیم.
 
خشم عکس العمل طبیعی در برابر تهدید ، خطر و ... است که به ما این اجازه
 
را می دهد که در شرایط بحرانی از خود دفاع کنیم . بنابراین عصبانیت برای بقا و پایداری
 
انسانها ضروری و اجتناب ناپذیر است، ولی نباید فراموش کرد که برخورد فیزیکی
 
 با افراد و مواردی که ما را خشمگین می‌کنند ، از لحاظ  قانونی و معیارهای
 
اجتماعی ناهنجار تلقی می‌گردد
 
و پیامدهائی منفی خواهد داشت.
 
سه روش مهم برای برطرف کردن منطقی خشم وجود دارد:
 
۱- ابراز کردن 2- سرکوب کردن 3- آرام کردن.
 
ابراز کردن خشم به این معناست که در بیان خشم خود جسور و منطقی باشید نه پرخاشگر
 
این روش منطقی ترین راهکار برای ابراز خشم است.
 
شما باید یاد بگیرید که چگونه رفع اتهام کنید و خود را تبرئه نمائید و چگونه به این هدف
 
 بدون صدمه زدن به دیگران برسید. جسور بودن به این معنی نیست که قلدر باشید و
 
به دیگران زور بگویید، بلکه به این معنی است که برای خودتان و دیگران ارزش
 
 قائل باشید و با احترام رفتار کنید و مشکلاتتان را از راه منطقی حل کنید.
 
سرکوب کردن خشم راه حل دیگری است برای مهار عصبانیت و سرکوب خشم و
 
 جهت دادن و تبدیل آن به رفتارهای دیگر. راهکار آن هم به این صورت است که
 
هنگامی که خشمگین می شوید، در مورد موضوعی که باعث خشم شما شده است، فکر
 
 نکنید و بجای آن به چیزهایی خوب و مثبت بیاندیشید. هدف از این روش، مهار خشم شما
 
و تبدیل آن به رفتارهای سازنده است.
 
اما پیامد منفی این روش، این است که اگر عصبانیت خود را ابراز نکنید، خشم فرو‌خورده
 
 در درون شما باقی می‌ماند و این خشم درونی می تواند باعث افزایش فشار خون و
 
 یا افسردگی شما شود.
 
از این رو، بیان نکردن خشم می‌تواند مشکلات دیگری را به وجود آورد.
 
 افرادی که خشم خود را ابراز نمی‌کنند، نسبت به همه چیز بدبین هستند و با دیگران
 
 رفتاری پر از کینه و خصمانه دارند. آنها مرتب دیگران را تحقیر می کنند و همه چیز
 
 را مورد انتقاد قرار می‌دهند و معمولا در روابط خود با دیگران دچار مشکل هستند و کمتر
 
رابطه‌ای موفق دارند.
 
 در نهایت سومین راهکار فرو نشاندن خشم مرحله آرام کردن آن است.
 
 در این حالت با جملات و واژه های تسکین دهنده خود را آرام کنید. بنابر این می توان چنین
 
نتیجه گرفت که شما نه تنها در قبال اعمال ظاهری خود مسئول هستید، بلکه روحیات درونی
 
 خود را هم باید پرورش دهید. پس بکوشید به هنگام خشم خود را تسکین دهید و احساسات
 
 خود را مهار کنید. کنترل خشم این امتیاز را دارد که احساسات ناشی از خشم و
 
هم تحریکات جسمانی که خشم باعث به وجود آمدن آنها می‌شود، کاهش می‌یابد. بی‌تردید
 
 نمی ‌توان پیشاپیش حوادثی را که باعث خشم می شوند، از سر راه برداشت و یا از
 
 روبه‌رو شدن با آنها اجتناب نمود، شاید نتوانیم آنها را تغییر دهیم                              
 
 اما می‌توانیم بیاموزیم که چگونه واکنش‌های خود را کنترل کنیم.
 
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 23:39  توسط الهام  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 23:0  توسط الهام 

راز تحول مثبت

 
 راز تحول مثبت, وبنیاد همه دگرگونی های سازنده زدگی تو, تغییر نگاه است. نگاه خود را عوض کن؛
 
همه زندگی تو عوض خواهد شد. تغییر نگاه ساده نیست, اما از ادامه زندگی کنونی تو نیز دشوارتر
 
 نیست.زیستن در تردید و ترس و اضطراب دشوار است.زیستن در ارامش دل و هماهنگ بودن با کل هستی,
 
 ساده ترین و مطبوع ترین شکل زندگیست.
 
برای رسیدن به آرامش دل و هماهنگی با هستی, باید نگاه خود را عوض کنی و جور دیگر ببینی.
آرامش و هماهنگی هدیه خداوند است. " ألا بذکرالله تطمئن القلوب "
 
ماهی کوچولو گمان می کند اگر به دریا برسد خوشبخت خواهد شد و دلش آرام خواهد گرفت!
 
ماهی کنجکاو کوچولو نمی داند که, او هم اکنون در ئل دریاست.
 
دریا در اوست واو دریاست!
 
یاد همین حقیقت است که دل را آرام می کند و وجود تو را با هستی کل هماهنگ می سازد.
با تغییر دیدگاه خود نسبت به زندگی, خالی می شوی از ترس, نفرت, حسادت و رقابت؛ وسرشار می شوی از روشنی و ارامش.
وقتی دیدگاه تو نسبت به زندگی تغییر کند, خیلی از چیزها را نخواهی خواست! زیرا آنها را خواستنی تلقی نخواهی کرد.برای به دست آوردن این چیزهای نا خواستنی, به زحمت و اضطراب دچار نخواهی شد.
 
یکی از روانپزشکان می گفت:" بسیاری از بیماران من مشکل خاصی ندارند, جز فکرشان.اگر فکر آنها درست شود, شفا پیدا می کنند.دیگر از دارو درمانی خسته و ناامید شده ام.نمی دانم چه کنم."
گفتم:" در نسخه این بیماران دارو ننویس."
گفت:" پس چه بنویسم؟"
گفتم:" در نسخه شان این حرف قشنگ سهراب را بنویس:چشم ها را باید شست, جور دیگر باید دید."
 
برای دستیابی به یک زندگی سالم و شاد, باید الگوهای فکرمان را عوض کنیم.ما, همچون کلاغ, اشیاء مزاحم زیادی را, در آشیانه دلمان جمع کرده ایم. ابتدا باید تمام این اشیاء غیر ضروری را دور بریزیم.
ابتدا باید تزکیه و تطهیر شویم! آنگاه, بصیرت و حکمت لازم را برای سالم و شادمانه زیستن, به دست خواهیم آورد.
"....یزکیهم و یعلّمهم الکتاب و الحکمة. "
 
آشیانه دل ما پر است از اشیاء مزاحم ترس ها, نفرت ها, نا امنی ها, حسرت ها و احساس گناه. سلوک و مراقبه برای پاک کردن دل, مقدمه دیدار تو با خداست. بی تردیئ تو زمانی خدا را دیدار می کنی که با قلبی خالی و پاک در حضورش ایستاده باشی. "....أتی الله بقلب سلیم."
 
سلوک و مراقبه برای پاک کردن دل, آغاز گفتگو با خداست.
 
گفتگو با خدا, گشودن بالها برای پرواز است. وقتی با خدا سخن می گویی, سبک می شوی. هر شب, پیش از آن که به بستر بروی, نگرانیهایت را در شط شب بینداز وسفر شبانه خود را آغاز کن.آنچه را که گذشته است, بگذار و بگذر.به خوابهایت مبر آنچه را که گذشته است
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 22:49  توسط الهام  |